X
تبلیغات
رایتل

تولد دوباره من

من و خاطرات او
شنبه 14 بهمن 1396

راه روشن عشق ...

من و تو با هم و اما ز هم جدا شده ایم

چه روزهای قشنگی که هر دو ما شده ایم


شبیه شادی بعد از ترانه می مانی

که در کنار هم هر دو هم صدا شده ایم


صدای روحنوازت گل از گلم بشکفت

که در سرود و غزل هر دو هم نوا شده ایم


چنان بخوان که مرا رقص خون به رگ آید

که در هوای جنون عاشق بلا شده ایم


درون من پر اسرار سرخ می شد و باز

به موجهای عطش هر دو ناخدا شده ایم


من از نشاط سماع و تو از هوای وصال

چه خوب بر در ارباب ماجرا شده ایم


سپاه عشق به مرز جنون رسید و گذشت

و ما به عقل دریغا که مبتلا شده ایم


چه قدر با تو دویدم به راه روشن عشق

که پا به پای شبی غرق نورها شده ایم


بگیر دست مرا پرنیان خواهشها

که باز با غزلی تازه آشنا شده ایم ...


" پوران محتشم "(پرنیان)




  *** هفته ی دیگه قراره بریم مسافرت...بازم دردسرهای من با نت شروع میشه...

اَلْلَیلُ تاریخُ الحُنَینْ ، 
و انت لَیْلی ...

شب تاریخِ دلتنگی‌ست ،
و تو شب‌ ِ منی ...

" محمود درویش "
نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)