X
تبلیغات
رایتل

تولد دوباره من

من و خاطرات او
جمعه 6 بهمن 1396

چتری برای دو نفر ...

با تو در برف...مهم نیست خیابان باشد

یا جنون باشد و یک عمر بیابان باشد


چه کسی گفته زمستان خدا زیبا نیست؟

دوست دارم همه ی سال زمستان باشد


ره به جایی نبرد فکر فرار از باران

نیست چتری که به اندازه ی باران باشد


تا تو با ناز نخندی چه کسی خواهد دید ؟

سی و دو دانه ی برفی که درخشان باشد


می نویسی به تن برف سئوالت را،کاش

پاسخ مسئله یک واژه ی آسان باشد-


خواندمش:"تا به ابد عاشق من می مانی؟"

:دوستت دارم اگر قیمت آن،جان باشد


تا کمی گرم شود شعر و تو سرما نخوری

دفتر شعر مرا نیز بسوزان...باشد ؟


" محمد شریف "



  *** درسته که ما تا حالا همدیگرو ندیدیم...ولی انگار اندازه ی سالهای سال با هم خاطره داریم...
من قدم زدن زیر بارون و برفُ خیلی دوست دارم...ولی تنهایی که نمیشه همینجوری توی خیابون یا پارک قدم بزنم...مخصوصا که من هم یک خانم جوون چادری هستم...اصلا درست نیست همش تنهایی باشم...مردم خیلی عجیب نگاه میکنن...
انقدر دوست دارم من و آقای""" با همدیگه توی پارکها قدم بزنیم...روی نیمکتهای پارک بشینیم و کلی حرف بزنیم...اگر هوا بارونی و برفی هم باشه که چه بهتر...
ان شاءالله این لحظات خوش نصیب همه ی دختران و پسران مجرد بشه...الهی آمین 
نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)